اما در آناطولي چهار يا پنج تن نظر ما را به خود جلب مي‌كنند: عاشق پاشا منظومه‌اي تركي‌ به نام معارف‌نامه سرود. او صوفي بود و نخستين معلم تصوف به زبان تركي‌. هم‌چنين نخستين‌ شاعر برجسته‌ٴ ترك بود، گرچه پيش از معارف‌نامه‌ٴ او، كه مربوط به سال 1330م‌/731 ه ق است‌، شعراي ديگري از قبيل مولوي و پسرش سلطان ولد اشعار تركي سروده بودند. شاعران مردمي‌ هم درآن زمان وجود داشتند، كه بزرگ‌ترينشان يونس‌امره بود. گفته مي‌شود كه يونس امره و عاشق پاشا دوستان حاجي بكتاش‌، موٴسس سلسله‌ٴ درويشان بكتاشيه‌، بوده‌اند. بكتاشيه يك‌ سازمان ويژه‌ٴ ترك بود كه در تاريخ و ادبيات تركيه نقش مهمي ايفا كرد. سومين شاعر، يعني‌ گلشهري‌، منطق‌الطير شيخ عطار (سيزدهم ـ 1) را از فارسي به تركي ترجمه كرد. گلشهري از بكتاشيه نبود، بلكه به احتمال زياد به مولويه تعلق داشت‌.
عاشق پاشا و يونس امره تنها به زبان تركي نوشتند، ولي گلشهري هم به تركي و هم به‌ فارسي نوشت‌. شخص چهارمي هم به نام داود بن محمد قيصري به عربي نوشت‌. اين امر موجب شگفتي نيست‌، چون او يك معلم رسمي مسلمان بود كه نخستين مدرسه‌ٴ عثماني را در ايزنيك (نيقيه‌) تأسيس كرد. عربي زبان ديني مسلمانان بود. همه‌ٴ اين افراد صوفي بودند. نوشتن‌ اشعار صوفيانه به زبان تركي براي تربيت مردم يك چيز است و آموزش اصول دين و الاهيات در يك مدرسه‌ٴ رسمي كاملاً چيز ديگر. براي اين كار، زبان عربي در آن زمان و تا مدت‌ها بعد، تنها زبان مورد قبول بود.
4. عراق‌.
گروه عراقي كم‌تر از گروه ترك همگن است و اين طبيعي به نظر مي‌رسد، چون عراق‌ (و اين عموماً به معني بغداد است‌) خيلي كم‌تر از آناطولي از بقيه‌ٴ جهان مسلمان جدا شده بود. درست است كه قيصري در مصر تحصيل كرده بود، ولي سفر از آناطولي به مصر امري استثنايي‌ بود، مگر به عنوان بخشي از سفر حج‌، در حالي كه ميان شهرهاي بزرگ شرق‌، يعني بغداد از يك‌ سو و دمشق‌، قدس‌، قاهره و اسكندريه از سوي ديگر، همه نوع مناسبات سياسي‌، اقتصادي و هم‌چنين معنوي وجود داشت‌. از اين گذشته‌، عراق در ارتباط دايمي با ايران بود. مشخصه‌ٴ اصلي‌ عراق اين است كه حالت نوعي پل ارتباطي ميان مراكز مهم عربي و ايران را دارد و تردد دريايي‌ شرق در خليج فارس و شطالعرب متمركز مي‌شود؛ هم‌چنين عناصر شيعي و سني در اين‌ سرزمين در كنار هم به سرمي‌برند.
نخستين عراقي از لحاظ زماني يك شيعي بود به نام ابن مطهر حلّي كه تعداد زيادي آثار ديني‌ نوشت‌، اين آثار رواج بسيار يافتند و بارها به زبان فارسي و عربي مورد شرح و تفسير قرار گرفتند. دومي عبدالرزاق صوفي بود كه فرهنگ اصطلاحات صوفيه را نوشت‌. او موٴلف رسالات‌ فلسفي است كه در آنها كوشيده به ((كشف‌)) آيين‌هايي كه با نام ابن عربي (سيزدهم ـ 1) در ارتباط بودند، كمك كند. خطيب اربلي‌، كه به‌عنوان صاحب‌نظر موسيقي شهرت دارد، رساله‌اي در